خرید بک لینک

سلاااااااااام بروبچ

خوفین؟چه خبرا؟این هفته چطور بود ؟

برا من هم گند بود و هم پر از خنده

خب روز شنبه زنگ اول ادبیات داشتیم که امتحان دادیم و بعد درس داد هنو ورقه مو نداده بعد زنگ دوم شیمی داشتیم که درس داد و از چند نفر هم پرسید و زنگ سوم هم زیست داشتیم که درس داد و زنگ اخر هم ازمایشگاه که رفتیم آزمایشگاه و آزمایش کردیم نمیدونم چرا هیچ کدوم از بچه ها نمی خورن زمین

یک شنبه زنگ اول جغرافیا داشتیم که خانم عربیمون از معلم جغرافیامون اجازه گرفتن و اومدن کلاس اون و عربی درس داد و برای سه شنبه هم امتحان تعیین کرد و زنگ دوم هم امتحان فیزیک داشتیم که بنده واقعا گند زدم زنگ حیاط من دوستم عاطی به خاطر ورقه ی امتحانمون تصمیم گرفتیم خودکشی کنیم اونم از پشت بوم خودمونو بندازیم زمین اقااااااااااا به بچه ها گفتیم و ازشون خداحافظی کردیم و همشونم گفتم هر کی نندازه خودشو زمین خره و ادم نیس اقاااااااا تو رودروایسی موندیم و داشتیم پله ها رو میرفتیم بالا و چند تا از دوستامونم باهامون میومدن که بببینن جدیه یا نه؟خلاصه رسیدیم به جلوی دفتر که معلممون میخواس بیاد کلاس خخخخخخخ به ما گفت چرا تو سالونین؟برین کلاستون بعد من برگشتم به عاطی گفتم وااااااااای خوب شدااااااا وگرنه الان مرده بودیم خدا با ماست بلههههههههه زنگ سوم هم تفکر و سواد رسانه اومد و درس داد بعد زنگ اخر هم بیکار بودیم که من زنگ زدم به مادر جان و اومدن دنبالمو بردنم منزل والا چرا دو ساعت برا خودم الاف بچرخم

روز دوشنبه زنگ اول شیمی داشتیم که باز درس داد و زنگ دوم هم زبان که ورقه هامونو اورده بود که بنده 19 گرفتم واقعا سخت بود خدا با من است والا بعد درس داد و بعد دوباره برا شنبه امتحان انداخت اووووف زنگ سوم هم ریاضی داشتیم که امتحان گرفت فک کنم خوب نوشتم

روز سه شنبه زنگ اول ریاضی داشتیم که تمرین حل کردیم و ورقه هامونم اصلاح نکرده بود هنو وزنگ دوم هم ورزش رفتیم وااااااااااای والیبال بازی کردیم اونم 5 نفری آخه میدونین به جز 9 نفر تو کلاس ما بقیه بلد نیستن ما هم مجبوریم 5 نفری بازی کنیم اکیپ ما هم 5 نفره که منمو ماهرخ و عاطی و فاطی و فری و تیم بعدی هم 4 تا از بچه و پاسورشونم خانم اقااااااااااا کلی خندیدیم کلییییییییی خوش گذشت و زنگ سوم هم عربی داشتیم که امتحان انداخته بود برامون که نیومده بود معلممون خخخخخخ برداشتیم زیست و خوندیم چون قرار بود امتحان بگیره وقتی معلم زیستمون فهمید معلم عربیمون نیومده یه تک زنگو اومد و اصلا هم کوئیز نگرفت و فقط درس داد وای عینه چی خونده بودم حیف زنگ چهارم هم فیزیک اومد و ورقه هانو داد یعنی واقعا به خاطر نمرم از خانم خجالت کشیدم رو ورقه ام نوشته بود که واقعا ازت انتظار همچین نمره ایو نداشتم و وقتی رفتم ورقه امو بگیرم سرشو برام تکون داد گفت بیا نمره هاتو ببین تو دفتر نمره یعنی از 19 کم نداشتم گفت که این نمره ها حیف نیست برا این نمرت یعنی کم مونده بود گریه کنم نمرمم نمیگم والا

روز چهارشنبه زنگ اول دین و زندگی داشتیم که قرار بود میان ترم بگیره و امتحانو دادیم و من زود دادمو برا منو اصلاح کرد و بیست شدم یووووووهو اولین میان ترممو خوب دادم زنگ دوم هم خانم انشا مون اومد که معلم ادبیاتمون هم هست واااااااااای انقدر عاشقشم درس داد و چند تا از بچه ها انشا خوندن و بعد خانم رفت جلو تخته و جدول کشید وقرار شد هر چی به مغزمون تو اون دقیقه میرسه بگیم و خانم تو خونه های جدول بنویسه و بعدش جمله بسازیم خخخخخخ یه جمله هایی درست شد حیف دیگه میخواستم براتون بنویسم از رو تخته و بیام بزارم وب که شما هم بخندین که یکی از بچه ها پاک کرد وااای داشتم جلو خانم با اون بچه ی ....دعوا میکردم خانم هم هی میگفت بسه دیگه بسه این کلمه رو انقدر باحال میگه خخخخخ خلاصه منم تموم کردم وخانم هم رفت و اقااااااااااااا برگشتم دیدم پشت سرم فاجعه ی منا رخ داده سه تا از بچه ها داشتن سره یه چیزی انگار بحث میکردن که همو میکشن و به پشت میخورن زمین یکی سرش به میز خورد بعد دوتا از بچه ها هم سرشون به هم خوردوااای عجب صحنه ی باحالی بود فقط باید دید این جور صحنه هارو توصیفی نمیشه خخخخخخخخ کلی خندیدیم و زنگ سوم هم امادگی داشتیم و که باز طبق معمول رفتیم حیاط و بیکار نشستیم و با خانوممون هم گپ زدیم و قرار شد هفته بعد سر کلاس خانم امادگیمون بریم بیرون و قشنگ خوراکی و ... بخریم و بخوریم و حال کنیم بیرون هم منظورم کنار مدرسه مونه که یه جای باحال و با صفایی هستش بلهههههههه بعد زنگ آخر کله کلاس ها اونایی که امادگی دارن جمع شدنو نظام جمع رفتیم باااااااز اووووف

اقاااااااااا پنج شنبه هم برامون جبرانی گذاشته بودن که زنگ اول بیکار بودیم و زنگ دوم شیمی برا فوق برناممون اومد زنگ سوم هم من و چند تا از دوستامون یکشنبه از خانم خواهش کردیم که دوباره ازمون امتحان فیزیک بگیره و اون نمره هامونو پاک کنه و اینها رو بزاره رفتیم تو کلاس سوم تجربی امتحان دادیم و فک کنم خوب دادم بعد رفتم تو کلاسمون دیدم عه کسی نیست رفتم از دفتر پرسیدم که مدیرمون گفت جلو بوفه رفتن و دارن ساندویچ میخورن منم گفتم ساندویچ؟گفت آره پول جمع کردن و اومدن سفارش دادنو و اوردن از کلاس ما که 21 نفریم کلا 12 نفر اومده بود به خاطر اون اجازه دادن به همچین کاری بنده هم تعجب کردم و رفتم دیدم که بله خوردنو برا منم نگه داشته بودن حساب منو هم یکی از بچه ها داده بود وااای آی چسبید جاتون خالی بعد زنگ و زدن و رفتیم خونمون

اینم از این هفته که پر از امتحان بود

برا همتون دعا میکنم که خوب بدین امتحاناتونو شما هم منو دعا کنین باشه؟

دوستون دارم عشقای من

بای بای

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:00

صفحه بندی