خرید بک لینک

سلام عزیزای دلم خوبین؟خوشین؟سلامتین؟

چه خبرا؟

این هفته چطور بود؟

خب بریم سراغ این هفته ...

شنبه زنگ اول ادبیات داشتیم و منم هم که به خاطر این که جلسه قبلی از من پرسیده بود فکر کردم که نمیپرسه و نخوندم نگووووو خانم سره جریان اون کاغذ لج افتادن با من بازم برا همون درس منو صدا زد و همه یعنی تعجب کرده بودند خب رفتم و خوب جواب دادم بعد از پرسش به دفترهامون نگاه کرد و قشنگ با دقت به دفتر من نگاه میکرد که یه اشکال ازم دراره که اونم اورد و به خاطر اون یدونه اشکال ازم 2 نمره کم کرد یعنی قشنگ داشتم از عصبانیت خفه میشدم خب اوشون هم بزرگ نمیشه چیزی گفت منم هیچی نگفتم و فقط گفتم این نمره حقه من نبود

زنگ دوم هم شیمی داشتیم که اومد و درس داد و بالاخره تمومش کردیم و زنگ سوم زیست اومد قرار بود امتحان بگیره که لغوش کردیم و که قرار شد شنبه بگیره زنگ چهارم هم شیمی کردیم اه

یکشنبه زنگ اول جغرافیا داشتیم که ازمون امتحان عربی گرفتن خوب بود زنگ دوم فیزیک اومد وبنده هم که به خاطر امتحان نخونده بودم همش در استرس بودم که نپرسه بیچاره دوستم که انقدر دستشو فشردم که کم مونده بود زخمی بشه الهی من به فدات

زنگ سوم هم سواد رسانه ای داشتیم که درس داد و زنگ اخر هم بیکار بودیم که بنده باز به مادر جان زنگ زدم و اومدو برد

دوشنبه زنگ اول شیمی داشتیم که معلم شیمیمون یه خبر خیلی تلخیو دادکه معلم زبانمون متاسفانه تصادف کردن و به این زودیا نمیان خداروشکر که آسیب چندانی ندیدن بچه ها براشون دعا کنید زنگ دوم هم که زبان داشتیم که به جای زبان معلم ریاضیمون اومد برا تقویتی و زنگ سوم هم که ریاضی داشتیم بچه ها تو زنگ ریاضی یه چیزیو کشف کردم خانممون انگاری نی نی داره آخ جوووووووون چون حالش بهم میخورد و دل درد داشت خخخخ ما بهش گفتیم خندید و چیزی نگف

زنگ چهارم هم که بیکار بودیم

روز سه شنبه زنگ اول ریاضی داشتیم که اومد و درس داد زنگ دوم ورزش داشتیم که امتحان گرفت تو یه دقیقه چهل تا دراز نشست رفتم و تویه دقیقه هم بارفیکس (درسته؟) رفتم و انعطافمم عالی بود فک کنم نمره ی کامل و گرفتم

زنگ سوم هم که به خاطر اماممون جشن گرفته بودیم و اونجا در حال خوردن کیک و شربت و خوشحالی بودیم

زنگ چهارم هم امتحان فیزیک داشتیم که فک کنم خوب دادم

چهارشنبه هم به خاطر اردو من مدرسه نرفتم چرا؟چون که دوست نداشتم برم چون اونجایی رو که میخواستن ببرنمون من هزاربار رفته بودم و یه ذره هم حالم خوب نیست که بابام نگران بود و نذاشت برم ان شاالله که به دوست جونیام خوش گذشته باشه

عزیزای من عیدتون مباااااااااااااارک

ان شاالله هر چه زود تر امام زمان (عج) ظهور کنند آمـــــــــــــــین

دوستان تو این روز عزیزمنو فراموش نکنین دعام کنین اونم از دفعه های پیش زیاد که به دعاهاتون خیییییییلی نیاز دارم میدونم که دعاهای شما به من خیییلی کمک میکنه و حالمو خوب میکنه یاتون نره

خب دیگه

زیاد حرف زدم

برم دیگه بای بای

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 19:00

صفحه بندی