خوبین؟؟؟؟؟؟
ننمیدونم خوب باشم
یا بد 
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآقا امروز با مامانم رفتیم و کارناممو گرفتیم 
رفتیم دیدیم اااااااااااااااااااااا همه اون جان
خانم مدیر گلمون یکم صحبت کردن که حرص بنده رودراوردن تو دلم داشتم میگفتم توروجون ننت و عمت کارناممونوبده داااااااااااااااا
که بعدازنیم ساعت صحبت کارنامه ها ررو برداشت اول ماله هانیه رو داد که امیدوارم بشناسیدش هنوزم باهاش قهرررم که19 اورده بودش بهد از پنج نفر رسید به من مامانم بعدا گفت که عییین هو لبو سرخ شده بودم خخخخخخ
اگه گفتین چنداوردم؟؟؟؟؟؟؟
19/40 متاسفانه نمیدونم اشتباه شده یا چی باید یه بار دیگه برم مدرسه از مدیرمون بپرسم چون تو نوبت اول نمره های دوستم و اشتباه زده بودند شاید ماله منم اشتب شده باشه البته دارم به خودم قوت قلب میدم
شاگرد دوم شدم
خوب دیگه 
اااااااااااااااااهان یه خبر دیگه رفتم زبان که دیدم خانم زبانمون نیووومده ما هم امتحان داشتیم نشسته بودیم تو کلاس و با بچه ها گپ میزدیم که منشی دبیرمون اومد و ازمون امتحااااااااااان گرفت 
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
گوشیش نصف ورقه رو نوشته بودم که زنگ خورد و رفت بیرون و حرف زد ماشاالله انقدم حرف زد فک کنم جی افش بوووووووووود
واسه خااطر همیییییییین قشششنگ تقلب کردیم از 100 صد میگیرم 
ممنون که هستین 


الانم دارم میرم بخوااااابم که دیشب پلک روهم نذاشتم داشتم رمان میخوندم که از استرسم کم بشه اخه میدونین یه بار که خییلی استرس داشتم درباره ی یک موضوعی حالم بد شدو راهی بیمارستان شدم و یه سروم خوشگل زدم 

واسه همین رمان میخوندم که همه چیز از یادم بره
خوب دیگه زیاد حرفیدم منتظر نظرهای گلتون هستم اودافیظ


برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی